مرتضى راوندى
129
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
است . كنون عمر نزديك هشتاد شد * اميدم به يكباره بر باد شد سَر آمد كنون قصه يزدگرد * به ماه سپندارمذ ، روز ارد « 1 » زِ هجرت شده پنج ، هشتاد بار * كه گفتم من اين نامهء شاهوار . . . حالا باتوجه به اينكه سلطان محمود در سال 389 به پادشاهى نشسته است به خوبى روشن مىگردد كه فردوسى تقريبا 18 سال پيش از سلطنت محمود به نظم شاهنامه آغاز كرده و انگيزهيى جز زر و سيم وى داشته است . نلدكه « 2 » در تأييد اين مطلب مىگويد : الف : « نمىتوان گفت او ( محمود ) در حقيقت قوهء فهم و ادراك افكار شاعرانه را داشته است . ب : حماسهء ملى ايران مخالف منافع تركها بود كه رو به قدرت بودند و شاهنامه كه عبارت از مدح و تمجيد كيش كهن ايران است منافى بامرام و عقيده محمود متعصب بود . سعيد نفيسى نيز در مقالهيى كه در شمارهء پنجم سال چهارم مجلهء پيام نو دربارهء فردوسى نوشته بود ، بند الف را تأييد كرده و در اين باره توضيح بيشترى داده است : « فردوسى طرفدار شعوبيه « 3 » و به اقرب احتمال شيعه و به نزديكترين حدس اسمعيلى بود ، و از طرف ديگر مىدانيم كه محمود حنفى بسيار متعصب بود . . و محال است با كسى مانند فردوسى ، كمترين رابطهء معنوى داشته باشد ، چنان كه مىدانيم در صدد آزار ابن سينا و ابو ريحان بيرونى كه نهتنها بزرگترين دانشمندان زمان او بودهاند بلكه از بزرگترين علماى ايران و اسلام به شمار مىروند ، برآمده و هردو را دنبال كرده و ايشان از دست سلطان محمود از اين شهر به آن شهر مىگريختهاند ، زيراكه اتفاقا ابن سينا و ابو ريحان هم ، اسمعيلى و هواخواه شعوبيه بودهاند . . » پس نتيجه مىگيريم كه فردوسى نظم شاهنامه را بهخاطر يك هدف مقدس يعنى زندهكردن زبان و داستانهاى ملى ايران و حفظ و استقلال كشور آغاز كرده و به پايان رسانيده است . بسى رنج بردم بدينسال سى * عجم زنده كردم بدينپارسى پى افكندم از نظم كاخى بلند * كه از باد و باران نيايد گزند
--> ( 1 ) . ارد به معنى بيست و پنجم هرماه است ( 2 ) . Noeldeke ( 3 ) . شعب بمعنى قبيله و ملت و از نظر تاريخى « شعوبيّه » به ايرانيانى اطلاق مىشود كه طرفدار جدى استقلال و آزادى ايران بودند .